درباره وب

سلام و عرض ادب و احترام

خدمت دوستان عزیز و گرامی

بنا به روز بودن وب سایت

از صفحات دیگر هم دیدن بفرمایید

با تشکر فراوان از حضورتان

آیدی  چنل من در تلگرام👇👇

mohammadshirinzadeh@

صفحه اینستاگرام بنده

mohammad.shirinzadeh

شاعر بارانی (محمد شیرین زاده)

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

تو را دوست دارم

چون بوئیدن غنچه ای

در حال باز شدن

چون رویایی شیرین

بعد از کابوس...

تو را دوست دارم

چون هر سلامی پس از بدرود...


((محمد شیرین زاده))

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

چشمانت را ببند

و دستت را

بر روی قلبم بگذار

اینبار خودش می خواهد

به تو بگوید

دوستت دارم ...

((محمد شیرین زاده))

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

بیا عشق را

قمار کنیم

نترس

جز دل

چیزی بهم

نمی بازیم ...

((محمد شیرین زاده))

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

یک روز

به وقت عشق

ساعت هايمان را

با هم تنظیم می کنیم

و از آن پس

دیگر فرقی نمی‌کند

به کدام وقت محلی

مشغول

دوست داشتن همیم...

((محمد شیرین زاده))

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

و این دیوانگی

خواست عشق ات بود

مرا ببخش که

بلند بلند

دوستت دارم...

((محمد شیرین زاده))

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

من و تو

آنقدر شبیه هم

نفس کشیده ایم

که قلب هايمان

به یک شکل

برای هم می تپند...

((محمد شیرین زاده))

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

مرا به خودت

محدود کن

آنقدر که

در این دنیا

جز آغوش ات

جایی نداشته باشم

برای زندگی...

((محمد شیرین زاده))

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

بخند

تو نمی دانی

چقدر خنده هات

بهانه می دهند

به دست هایم

برای در آغوش گرفتن ات

چقدر اشتیاق

به نفس هایم

برای بویدنت...

((محمد شیرین زاده))

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

دوست داشتن ات

اسم و رسم من است

گفته بودم؟

بمان

آنقدر که ما

تعریف همیشه باشیم...

((محمد شیرین زاده))
جستجوی وب
برچسب ها وب
شعر (1312)

 

x989604_.jpg

 

تنها‌تر از آنم

که واقعیت داشته باشم

به خیابان می‌روم

و ساعت‌ها در خودم قدم می‌زنم

از تو تنها خاطره‌ای مانده است

که امشب

چون اسبی زینَش می‌کنم

بر آن می‌تازم و از استخوان‌هایم

بیرون می‌زنم


((گروس عبدالملکیان))

 

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: گروس عبدالملکیان , اشعار گروس عبدالملکیان , شعر کوتاه , شعر های گروس عبدالملکیان

تاريخ : سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ | 2:47 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

g064274_.jpg

 

چشم‌هایم رژه می‌روند

در پیشگاه سکوتی سیاه

تا خلوت شبانه‌ام را

صدای قدم‌های دلهره بیاشوبد

می‌گریزم از حجم سنگین خواب

بر شانه‌ی پلک‌هایم؛

خواب‌هایی که فراموش‌شان کردم

چراکه از تعبیرشان می‌هراسیم

نگاهم را ترجمه کن برای آینه‌های شکسته

من تاوان ندیدن را پرداخته‌ام


((سروناز بهبهانی))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: سروناز بهبهانی , اشعار سروناز بهبهانی , شعر کده , شعر تاوان

تاريخ : سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ | 2:31 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

x467524_.jpg

 

مراعات النظیری شد میان چشم وابرویت

شراب کهنه میخواهم از آن لبخند جادویت

توخوب مطلقی، قلبت پراز اعجاز روییدن

تمام حس و حال من ،فدای خُلق نیکویت

بیا تا واژه های من هوای تازه ای گیرد

که هردم می تَراوَد از شب احساسِ من بویت

"چه گفتی موقع رفتن،شقایق زار میگرید”

شده پژمرده و تنها نشسته بر سر کویت

بیابنشین که من حرفِ دلت راخوب میدانم

که من را مبتلا کرده کلامِ نغز و دلجویت

دلم هرشب به این امید با تقدیر میجنگد

که فردا وقت بیداری، ببیند”هاله”ی رویت


((هاله محمودی))

 

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: هاله محمودی , غزلسرا , اشعار هاله محمودی , شعر داغ

تاريخ : سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ | 1:55 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

u789027_.jpg

 

غربت بستري چرك و چروكيده

مرا به عقد تنهایی و هم آغوشیِ

تقديرِ نا محرم وادار كرد

یأس در تنم به خوابي عميق رفته

و آفتاب خيال بالا آمدن از پشتِ كوهي از درد را ندارد

و تو فکر میکنی

من آن تك درختِ جا مانده از خاك ام

كه فاصله ريشه ام را خشكانده

پشتِ آن زمينِ تشنه شهرِ من است

كه سوگوارِ من و خاطراتم نشسته

کاش ...

کاش مرا خاک می برد

در تبِ حسرت نمی ماندم


((فلور فرشچی))

 

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: فلور فرشچی , اشعار فلور فرشچی , شعر کوتاه , شعر ناب

تاريخ : سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ | 1:52 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

s009208_.jpg

 

در جمله ی

(من به تو هرگز نمی رسم)

فعل و فاعل و مفعول تویی

مابقی ...

حرف اضافه است


((رضا محبی راد))

 

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: رضا محبی راد , شعر کوتاه , شعر کوتاه عاشقانه , اشعار رضا محبی راد

تاريخ : سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ | 1:42 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

g564182_.jpg

 

هر چند نمی شود

اما کاش

بچه ها

این بار که خواستند نقاشی ات کنند

مرا

از فکر تو

بیرون بکشند


((مرضیه فرهومند))

 

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: مرضیه فرهومند , اشعار مرضیه فرهومند , شعر ناب , شعر کوتاه

تاريخ : سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ | 1:34 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

r508123_.jpg

 

مرگ

همیشه سیاه نیست

گاهی 

برف است

در کوچه ای 

با دیوارهای کاهگلی

و تنها ردپایی که 

از یک نفر به جا مانده است


((بدری دهنوی))

 

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: بدری دهنوی , اشعار بدری دهنوی , شاعرانه , شعر کوتاه

تاريخ : سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ | 1:13 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

w390584_.jpg

 

در روزنامه می‌خواندم

پنج نفر در جنگلی گم شده‌اند،

قصه‌ی انگشت‌های من

و موهای شماست...


((پوریا نبی پور))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: پوریا نبی پور , اشعار پوریا نبی پور , شعر موهای تو , شعر روز نامه

تاريخ : دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹ | 4:13 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

k116321_.jpg

 

یک حس پرستش

پیوسته در تو هست

که می‌ترساند آدم را

که هی زبانم لال

که هی گوشِ شیطان کر

چشم شیطان کور

که هِی

از بلا به دور

کسی انگار

همیشه همراه تو هست

که می ‌لرزاند       

زانوهایِ آدم را

که می ‌دزدد      
 
چشم‌های آدم را

که دهانم را خشک

نفسم را تنگ

قلبم را تند

تو

سؤال‌های سهمگینِ پنج سالگی

با جواب‌های کوتاه

انحرافی

بالغ

من

گالیوری هجده ساله

با واکنش‌های دستپاچه

خجالتی

ضایع

از تمامِ مجله‌های مُدل تو را

ـ گوشِ شیطان کر ـ

از تمامِ مجله‌های مُدل تو را

ـ چشم شیطان کور ـ

بریده‌ام

چه بخواهی چه نه

وسوسه پیروز می‌شود

کمی مهربان‌تر باش

ـ زبانم لال ـ

گناه تازۀ من.

 

((شهريار بهروز ))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: شهریار بهروز , اشعار شهریار بهروز , شعر کوتاه , شعر ناب

تاريخ : دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹ | 3:32 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

e992108_.jpg

 

و صبح بعد

كوچه هاى جهان پر بود

و بوى تازهء ترياك فصل مى آمد

از تكيه هاى برگ

قيلوله اى غريب، جهان را ربود و برد


((رضا براهنى))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: رضا براهنی , اشعار رضا براهنی , شعر کوتاه , شعر عشق

تاريخ : دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹ | 3:25 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

img_20240403_230235_104_wptd.jpg

فرشته ای زیبا بود عشق

شگفتانه ای در دور دست

معلمم میگفت

یا از درون خوردت می کند

یا در تنت نفوذ می کند

کبکی هر عابری را مست می کند

اشکهایی

که نمی دانی تلخ است یا شیرین

چشمی همچون جنگلهای شمال

سبز کم رنگ و نمناک

و چهره ای که

شادی یک عید را

پشت نقاب پنهان کرده

حتی می شود

ازآن طرف دریا هم

تمامی عشق را حس کرد

کافیست

به لحظه ی غروب خیره شوی

از تمامی موجهای موهوم اطرافت

آنقدر که صدای جز

صدای نبض قلبت نباشد

شاید آن لحظه فهمیدی

عشق

تمامی دردهایی یک مرد است

که در خطای پیشانی

از چهره اش بیرون زده


((محمد رضا سلطانی))


برچسب ها: محمد رضا سلطانی , اشعار محمد رضا سلطانی , شعرکده

تاريخ : دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹ | 3:9 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

v534403_.jpg

 

‏با اين آتشی كه به پا كرده‌ام

از ميان من

ای كاش

رودخانه‌ای می ‌گذشت!


((غلامرضا بروسان))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: غلامرضا بروسان , اشعار غلامرضا بروسان , شعر مشهد , شاعران مشهد

تاريخ : دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹ | 2:50 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

x922105_.jpg

 

لا تسال ما هی اخباری

لا شیء مهم الّا انت...


از من نپرس چه خبر؟!

چیزی جز تو مهم نیست...!


((سعاد الصباح))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: سعاد الصباح , اشعار سعاد الصباح , اشعار شاعران خارجی , اشعار شاعران عرب زبان

تاريخ : یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹ | 2:13 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

z295977_.jpg

 

اهنگران گلوله می سازند

کبوترها شعر

و ما تنها

یک نام هستیم

یک کد پستی

در پایتخت کشور عشق


((سولماز سیستانی))

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: سولماز سیستانی , اشعار سولماز سیستانی , شعرکده , شعر عشق

تاريخ : شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ | 4:7 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

c337135_.jpg

 

من شاعر 

كوتاهترين 

شعر جهانم 

كافي است 

نام تو را يك بار بنويسم ...


((عطيه پورجعفري))


برچسب ها: عطيه پورجعفري , اشعار عطيه پورجعفري , شعر کوتاه , شعر های عاشقانه

تاريخ : شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ | 3:52 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

q357675_.jpg

 

مثل یک موسیقی زنده پر ازشورم بیا

درفضای دلنشین عشق محصورم بیا

هرکسی آیین ومسلک خواهد از دیوانگی

مثل یک دیوانه ازدنیای خوددورم بیا

در هوایت جز نوای عاشقی ناید دگر

گرچه از زخم زبان تازه رنجورم بیا

توهمان ابریشمی آسوده میخوابی وناز

من به‌عشق بی محابای تومغرورم بیا

دردعشقت ازعسل خوش تربه کام عاشقم

من به چشمان طلایی تو مجبورم بیا

دلبرا دوری ز دستانت کجا و ما کجا

وز نبودت در دیار عشق معذورم بیا


((تینا عبدالهی))

 

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: تینا عبدالهی , غزلسرا , اشعار تینا عبدالهی , کافه شعر

تاريخ : شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ | 3:30 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

y018741_.jpg

 

قسمت بادیم، دست از ما بدار ای خوشه چین 


گِرد این خرمن چه می گردی که غیر از کاه نیست ...


((شاپور تهرانی))

 

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: شاپور تهرانی , اشعار شاپور تهرانی , شعرکده , شعر تاپ

تاريخ : شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ | 2:27 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

t042998_.jpg

 

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

من تو حسرت موندن

اون خیال رفتن داشت

اون یهو با من بد شد

از کنار من رد شد

من یا تازه وارد؟اون

بینمون مردد شد

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

قلبمو بهم پس داد

پیش من با اون دس داد

رفت و یادگاریشم

اسم مثل هیچکس داد

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

اون تمام هستیم بود

لحظه ها ی مستیم بود

اون روزای عمرم بود

تو ساعت دستیم بود

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

اون تو شهرتش گم شد

رام حرف مردم شد

عین قصه ادم

حیف اسیر گندم شد

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

اون با من غریبی کرد

کارای عجیبی کرد

اون مقدسه اما

جنگای صلیبی کرد

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

اون منو ز یادش برد

عشق من تو رویاش مرد

تنها با سه تا جمله

تنها با دو تا برخورد

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

اون منو به دریا داد

به رقیب من جا داد

اون یهو به یه مهمون

قول صبح فردا داد

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

اون برنده شد شاید

دل میگه برم باید

فال قهوه هم می گفت

دیگر او نمی اید

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

اون دلم رو برگردوند

اما تا تهش سوزوند

من فدای این رفتن

رفت و خاطراتش موند

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

دسته گل فرستادم

تا بیفته به یادم

من یه برگ پاییزی

روی قایق بادم

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

پادشاهه اون حالا

عین ماهه اون حالا

من همون پلنگم که

هی می خواد بره بالا

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

اون نشسته تو قصرش

با قرارای عصرش

من تو خلوتم تنها

خیره به دو خط نثرش

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

او ن چشاش پر از غم بود

اون یه ماه مبهم بود

دریاهام خبر داشتن

زیبا مال مریم بود

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

تو چشاش دیگه غم نیست

ماهه اما مبهم نیست

عشقا بیاین دیگه

زیبا مال مریم نیست

اون چشای روشن داشت

اون یکی رو جز من داشت

من تو حسرت موندن

اون خیال رفتن داشت


((مریم حیدر زاده))

 

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: مریم حیدر زاده , شعر عاشقانه , اشعار مریم حیدر زاده , شاعرانه مریم حیدر زاده

تاريخ : چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹ | 2:13 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

m480570_.jpg

 

حرف هایت الکی، لحنِ نگاهت الکی

گریه یِ زارِ تو وُ حالِ تباهت الکی

گفته بودی که به عالم ندهی جای ِمرا

وعده یِ نابِ تو وُ عهد و گواهت الکی

سادگی کردم و راحت به تو آلوده شدم

منطق کذب خداوند پناهت الکی

فکر کردم که شدم دلبرِجانانه ی تو

مردمِ چشمِ تو وُ رویِ چو شاهت الکی

یاد ایامِ خوشم را تو نوشتی به غلط

هجمه ی حرفِ تو وُ بغضِ گناهت الکی

لطف کن پیش هُمایت روُ دگر پاک شدی

رفتنِ مهرِ من و گریه و آهت الکی


((رها شیرکوند))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: رها شیرکوند , اشعار رها شیرکوند , غزلسرا , شعر ناب

تاريخ : سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ | 16:58 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

v693599_.jpg

 

چه فرقی می کند

خواب باشم یا بیدار

روز باشد یا شب

وقتی با هجوم یادت

افکارم را به اغتشاش می کشی

و درونم 

از شاخه های این انقلاب

به بار نمی نشیند

چه فرقی می کند

دور باشی یا نزدیک

وقتی حضورت 

در من بیداد می کند


((سهیلا‌ سبزه کار))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: سهیلا سبزه کار , اشعار سهیلا سبزه کار , شعر ناب , شعرکده

تاريخ : سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ | 4:15 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

z953476_.jpg

 

در هیاهوی جاده ای بی انتها

در سکوتِ سیاهی

با قلبی ترک خورده

بی آنکه به فردا بیاندیشم 

بی آنکه تو مرا ببینی

زیر تازیانه ی باران

دیرزمانیست با سیاهی چترم 

هم صحبت شده ام.


((ثمین طاهر منش))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: ثمین طاهر منش , اشعار ثمین طاهر منش , شعرکده , شعر چتر

تاريخ : سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ | 2:11 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

p229699_.jpg

 

تنِ تو کو، تنِ صمیمی تو کو

تنی که جون پناهِ من نبود

عطوفتِ تن تکیده‌ی تو کو

تنی که تکیه‌گاه من نبود

درخت تن‌سپرده دست بادم و

پر از جوانه‌ی شکستنم

ببین چه سوگوار و سرد و بی‌رمق

در آستانه‌ی شکستنم...


((ایرج جنتی عطایی))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: ایرج جنتی عطایی , اشعار ایرج جنتی عطایی , شعر کوتاه , شعر ناب

تاريخ : دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹ | 3:25 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

k957371_.jpg

 

برایت می نویسم

تویی که دیدارت آرزویم شده

بودنت آرامشم

تویی که تا مرز جنونم شده ای

و لحظه لحظه نفس کشیدنم

برایت مینویسم

روزی عشقت سرگردان بود

میان آرزوهای دلم

تا صبح که به نگاهت 

خورشید زندگیم درخشید

بیا تا با فصل شکفتن گل سرخ

در باغچه ی مادر بزرگ عاشقی کنیم
 
او با لبخند خورشید ناز کند 

و من با نوازش نگاه تو بیدار شوم


((ثمین طاهر منش))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: ثمین طاهر منش , اشعار ثمین طاهر منش , شعرکده , شعر باغچه

تاريخ : یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹ | 3:1 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

w864416_.jpg

 

می ‌بایستی در این زندگی،

 نزدیک او بوده باشم. 

هرگز نمی‌خواستم او را لمس کنم،

 فقط اشعه‌ی نامریی

 که از تنِ ما خارج و به هم آمیخته می‌شد، 

کافی بود

در این دنیای پست

یا عشقِ او را می‌خواستم

و یا عشقِ هیچ‌کس را


((صادق هدایت))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: صادق هدایت , اشعار صادق هدایت , شعر عشق , شعر مهربانی

تاريخ : یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹ | 2:54 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

q341734_.jpg

 

دلم تنگ شده و انگار

قلب هزار سربازِ عاشق

در سینه من میتپد...


((حسنا میرصنم))

 

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: حسنا میرصنم , اشعار حسنا میرصنم , شعر دلتنگی , شعر عشق

تاريخ : یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹ | 1:52 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

d263994_.jpg

 

همه چیز تمام شده و چیزی شروع نخواهد شد

خورشید در انتهای شب گیر کرده است

آخرین باد همه چیز را با خود برد

حس عجیبی است

انگار آخرین لیوان آب جهان را سر بکشی

یا آخرین انسان روی زمین باشی و خودکشی کنی


((صادق تابان))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee



تاريخ : شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹ | 4:15 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

 

 

u239733_.jpg

وقتی انسان آموخت 

که چگونه با رنج هایش تنها بماند

آن وقت چیز زیادی نمانده که یاد نگرفته باشد


((آلبر کامو))

 

گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇

t.me/sherebarankhordee


برچسب ها: آلبر کامو , اشعار شاعران خارجی , شعر جهان , شعر کوتاه

تاريخ : شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹ | 3:47 | نویسنده : محمد شیرین زاده |

گمان می‌ کنم از پشتِ صورتک

بهتر بشود راست گفت

((صادق هدایت))

‌ از داستانِ صورتک‌ها


برچسب ها: صادق هدایت , اشعار صادق هدایت , شعر صورتک ها , جملات صادق هدایت

تاريخ : شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹ | 3:33 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
مطالب قدیمی تر