
آرزو کردم از یادم برود
هرآنچه مرا بیاد تو می اندازد
و از دست برود هرآن دستی
که مرا در منجلاب تو گرفتار میسازد
آرزو کردم دلتنگی، رفیق نیمه راهم باشد
وقتی غم ها دست از سرِ این تنها برنمیدارند
و لبخند چاره سازِ بغض های دیرینه
آنگاه که اشک ها، درمان دردهایم نمی شوند . . .
((حاتمه ابراهیم زاده))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: حاتمه ابراهیم زاده , اشعار حاتمه ابراهیم زاده , شاعرانه , شعر ناب
شعر: محمد شیرین زاده
خوانش : درسا فراهانی
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: شعر خوانی , درسا فراهانی , دکلمه

کاش عقربه ها
لحظه ای در آغوش هم مکث می کردند
شاید جهان
با ضرباهنگ عشق
به زندگی بازمی گشت ...
((آرزو کاظمی))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: آرزو کاظمی , اشعار آرزو کاظمی , شعر کوتاه , شعرکده

درد در گذر است
و تحمل
ریشریش میشود در لباسِ شبم
من که سنگِ حضورِ تو را به سینه میزدم
اکنون در محاصرهی پراکندگیام
که مژه از آب بگردانی و
لطفِ چشم را به دیدار آوری
به زحمت از عصب پرت میشوم
تا قوسِ بُریدگیات
آنجا که تمامِ اندام در شکاف میمانَد
کدام خون
دهانِ حفره را سرخ میکند؟
در زخم خواباندمت از نمک
گرچه رحم از عمقِ دره شور میزند
در ژرفنای شکنجه بزاق میمکد
سیلی میخورَد
وقتی تن در شکل مینشیند
از کبودیِ فشار
سراغِ رنگ را از کدام طیف میگیری؟
که تشدیدِ پلک در ناتوانیاش به گود نشسته است
حاشیه در بنفش رشد میکند
مخمل از پوست
شقیقهی ماه
از کودکیاش کنارِ ظرافتِ تو
خطِ رشدِ سایه را رنگ میزند
هستهی یائسه
تزئین شده با تورِ سیاه
رقاصه در پوستِ شب
شعبدهی نور را زنده میدارد
تمرکز لب که بر چین اُفتاد
با گلوی عتیقه بازار میمکد
و دستی نامرئی
بر شانهی شکستهاش یال میتکاند
تکانهای مرگ مسمومترم میکرد
آن شایستهی روشن
که برهوتِ زیستنم را فریفته
آن لفظِ منتشر
در لحظهی اَدا
تر میکرد دهانِ تو را
برگزیده بود به التفاتِ نزول
که از پستانِ رسالتش زهر میچکید
آسیمه میپرید
نبض اندامهایی نارس در انبوهِ سرخوشانهای
که آخرین شعلهاش
میل خاکستر داشت
تمامِ سرخ شبانه ذبح میشود
تمامِ سرخ
فرو میرفت دشنه در پنهان
و نشت خون از مزارع گُل
از تویههای زخم لایه برمیداشت
((عاطفه انتظامی))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: عاطفه انتظامی , اشعار عاطفه انتظامی , گروه شعر در تلگرام , عآطفه الف

حتی وقتی هم که
در اغوشم
گرفته بودم اش
باز حسادت می کردم
به خدایی که
گفته بود
از رگ گردن هم
به او
نزدیک تر است ...
((محمد شیرین زاده))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شاعر بارانی , شعر آغوش , اشعار محمد شیرین زاده

اگر چه جای دل دریای خون در سینه دارم
ولی در عشق تو دریایی از دل کم میارم
اگر چه روبرویی مثل آینه با من
ولی چشمام بَسَم نیست برای سیر دیدن
نه یک دل نه هزار دل
همه دلهای عالم
همه دلها رو میخوام
که عاشق تو باشم
((اردلان سرفراز))
👇👇👇
برچسب ها: اردلان سرفراز , اشعار اردلان سرفراز , شعر عاشقانه , جملات عاشقانه

هر لحظه تو را با دگران گفت و شنیدی
وز دور، منِ خسته به حسرت نگرانت ...
((خواجوی کرمانی))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: خواجوی کرمانی , تک بیت سرا , تک بیتی ناب , گروه شعر در تلگرام

تو را از ته دل به یاد میآوردم،
دلی فشرده به غم،
غمی که آشنای توست.
پس تو کجا بودی؟
پس که بود آنجا؟
گویای چه حرف؟
چرا تمامی عشق
یکباره بر سرم خواهد تاخت
وقتی حس میکنم که غمگینم
و حس میکنم که تو دوری؟
((پابلو نرودا))
ترجمه: بیژن الهی
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: پابلو نرودا , اشعار پابلو نرودا , شعر جهان , اشعار شاعران خارجی

شهر
از آرامگاه عاشقان باز میگردد.
عاشق!
عاشق
درخت سروی است
که در کوچه قدم گذاشته است
و تقدیر آدمی را
با صبرش
سالها به انتظار مینشیند.
میداند
تاریکی تمام میشود
و زیر لب میگوید
این صبر آخر است.
((نینا علی نژاد))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: نینا علی نژاد , اشعار نینا علی نژاد , شعر صبر , شعر تاریکی
شعر: محمد شیرین زاده
خوانش : درسا فراهانی
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: شعر خوانی , درسا فراهانی , دکلمه

ما بارها ز ساغر جمشید و جامِ جم
مِی خوردهایم نیست چو خونِ جگر لذیذ
((طالب آملی))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: طالب آملی , اشعار طالب آملی , شعر کوتاه , شاعرانه

من هرگز چیزی را از تو پنهان نکردهام
حتی پیش پا افتادهترین سواحل را
با تو قسمت کردهام
و هر وقت نبودهای سهمات را
از هر برگ و بارانی که بر چترم باریده است
کنار گذاشتهام...
((عباس صفاری))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: عباس صفاری , اشعار عباس صفاری , شاعرانه های باد , گروه شعر در تلگرام

عادت نیست
عشق نیست
یک مرضِ بیپدر و مادر است
مثل وابستگی پروانه به گیاهی گوشتخوار
مثل اصرار بر ادامهی انگشت لای در
در صدای نیها قدم زدم
و نامت را در ترانهای کَندم
مثل کاری که حافظ
با کلمهی فراق کرد.
((آرش شفاعی))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: آرش شفاعی , اشعار آرش شفاعی , شعر عادت , گروه شعر در تلگرام

کدام با من است
این چراغ کوچک
یا جهان تاریک
((سیروس نوذری))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: سیروس نوذری , هایکو , اشعار سیروس نوذری , کانال اشعار سیروس نوذری

کاش که در قیامتش، بار دگر بدیدمی
کانچه گناه او بود، من بکشم غرامتش
((سعدی))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: سعدی , اشعار سعدی , شعر , شاعرانه

من!
با سیاهی دو چشم سیاه تو،
خواهم نوشت
بر هر کرانه ی این باغ
دستی همیشه منتظر دست دیگرست!
چشمی همیشه هست که نمیخوابد!
((خسرو گلسرخی))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: خسرو گلسرخی , گروه شعر در تلگرام , شعر منتظر , شعر چشم سیاه

نرسیده به درخت،
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
((سهراب سپهری))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: سهراب سپهری , اشعار سهراب سپهری , شعر درخت , شاعرانه آرام

دهانم را باز می کنم
و سنگی در آن
رها
هیچ صدایی نمیآید
هیچ صدایی
هیچ...
انتهایی ندارد
تنهایی عمیق من
((حمیدرضا شکارسری))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: حمیدرضا شکارسری , شعر تنهایی , شعر صدا , شعر سنگ

دل بستگی چیز خوبی است.
اینکه میدانی در گیرودار کارهای روزانه،
در هرم گرمای ظهر تابستان
یادآوری چشمهایی و ذوق نگاهی هوای دلت را
خنک میکند.
دلبستگی چیز خوبی است
و فرقی نمیکند محبوبت یک انسان باشد،
یک حیوان و حتی گلدان کوچکی که
صبح قبل از ترک خانه
به پایش آب ریختهای یا ذوق کاری...
حتماً باید کسی یا چیزی در خانه منتظرت باشد
که پاهایت را به قصد رفتن تند کند.
باید باشد!
((ساره دانشفر))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: ساره دانشفر , شعر دلبستگی , اشعار ساره دانشفر , گروه شعر در تلگرام

و کلامی مهربان
در نخستین دیدارِ بامدادی...
فغان که در پسِ پاسخ و لبخند
دلِ خندانی نیست.
((احمد شاملو))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: احمد شاملو , اشعار احمد شاملو , شاعرانه احمد شاملو , شعر کوتاه
شعر: محمد شیرین زاده
خوانش : درسا فراهانی
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: شعر خوانی , درسا فراهانی , دکلمه

چه عشق بازی زیبایی
در هوای کوچه
برگ توت در آغوش برگ میم
هیچ کس نفهمید
اول برگ توت چشمک زد
یا برگ میم
ولی
چتر زیبایی شدند
روی
عاشقانه های سبز
دختر و پسری
وقتی پنهانی
قرار می گذارند!
((نسرین خواجه))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: نسرین خواجه , اشعار نسرین خواجه , شاعرانه نسرین خواجه , شعر کده

کنار خاطرات مه گرفتهت
تموم شهرو تنهایی مي گردم
نکردی یادی از عشق من،اما..
من عاشق فراموشت نکردم
توی هر کافه با یادت میشینم
لب فنجون سردم غرق آهه
بازم درگیر احساس تو میشم
همه میگن که این راه اشتباهه
کسی جنس نگاهش مثل تو نیست
نمیتونه کسی مثلت بخنده
يه دنيا حرف دارم كاش مي موندي
تا دستای تو زخمامو ببنده
چقد حالم عجيبه واسه مردم
سکوتم بین آدمها چه سخته
کنار تو همیشه خوب بودم
هنوزم اسمت از یادم نرفته
ميخواستم باشی و عشق تو باشم
تا وقتی زندهام عشقم بمونی
چه کاری مونده بود و من نکردم
که قدر این همه عشقو بدونی
((غزال تركمان))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: غزال ترکمان , اشعار غزال ترکمان , شاعرانه غزال ترکمان , شعرکده

هربار نگاهت مي كنم
خنجري نشانه مي گيرد قلبم را
اعلام جنگ مي كنند بامن
چشم هايت
درخود مي سوزند مردمك هايم
مي چسبند به ديواره ي پلك هايم
آماده مي شوند هرشب
براي كشتاري دسته جمعي
آنها پذيرفته اند
سربازاني بي سلاح باشند
در برابر تو
وتو را
شبانه روز هاي بسياري ديده اند
كه قلبم را گرفته اي در مشت
راه میروی بر استخوان هاي شکستهام
و دستهایت
كه چنگ زده تارهايم را
در تمام دقيقه ها
تا تسليم شوم به سكوت
وقتي كه از تو
جنگ شعله میکشد در من...
((غزال تركمان))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: غزال ترکمان , اشعار غزال ترکمان , شاعرانه غزال ترکمان , گروه شعر در تلگرام

اندر رَه انتظار چشمی که مراست
بی نور شد و وصال تو ناپیداست...
((وحشی بافقی))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: وحشي بافقي , اشعار وحشي بافقي , گروه شعر در تلگرام , تک بیت ناب

اگر پیشگو
مرا بگوید
که روزی محبوب من خواهی شد
دیگر هیچ غزلی،
برای هیچ مردی نخواهم سرود
و گنگ و خاموش
نیایش میکنم
تا محبوبم بمانی
اگر پیشگو
مرا بگوید
که چهرهی ماه بلند را
نوازش خواهم کرد
دیگر با سنگریزههای برکهها
بازی نمیکنم
مهرههای آرزوهایم را،
به رشته نمیکشم
اگر پیشگو
بگویدم
که محبوبم
شهزادهای بر اسبی از یاقوت
خواهد بود
که دنیا مرا،
به یالهای سرخش میبندد
خواب نخواهم دید
که خواهم مُرد
اگر پیشگو ،
مرا بگوید
که محبوبم در شبی برفی
خواهد آمد
با خورشیدی در دستانش
دیگر ریههایم
منجمد نخواهند شد
و در چشمانم غمهای دیروز
بزرگ نخواهد شد
اگر پیشگو،
بگویدم
که تو را
در این گم گشتگی میبینم
دیگر
برای هیچ چیز
در این دنیا
گریه نخواهم کرد
و تمام اشک هایم را
جمع میکنم
تمام اشکها
برای روزی که مرا ترک میکنی!
((لمیعه عباس عمارة))
ترجمه: صالح بوعذار
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: لمیعه عباس عمارة , اشعار شاعران خارجی , اشعار شاعران عرب , شعر جهان

و من ریتا را بوسیدم
آن گاه که کوچک بود
و به یاد میآورم که چه سان به من درآویخت
و بازویم را زیباترین بافهی گیسو فرو پوشاند
و من ریتا را به یاد میآورم
همانسان که گنجشکی برکهی خود را
((محمود درویش))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: محمود درویش , اشعار شاعران عرب زبان , اشعار شاعران خارجی , شعر جهان

گاهی در خیال خشک من
زندگی می شوی
ای مرگ!
وقتی مادر
جان دوباره می دهد
و پدر در ازدحام نفس ها
رهایمان می کند
اما تو را
نفس می کشم ای عشق!!
آنقدر در نبودنت
اوج میگیرم
تا پرواز را انکار نکنی!!
((محمد رضا سلطانی))
برچسب ها: محمد رضا سلطانی , اشعار محمد رضا سلطانی , شعرکده
| مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.

























