
شب است،حوصله ی روز بی تو سر شد و رفت
سرود ،از لب شب واژه ،برحذر شد و رفت
به جستجوی کسی بود ،با نگاه قدیم
نگاه من که غریبانه دربدر شد و رفت
دو دست رو به دعا ،خشک شد به سوی خدا
خدا ندید،دعا دید، بی ثمر شد و رفت
وسیع بود و دل انگیز با تو خاطره ها
دلم به یاد تو دل بست ،بال و پر شد و رفت
دلیل بودنم انگار، بوده بودن تو
که در نبود تو ،من با تو همسفر شد و رفت
((پگاه عامری))
برچسب ها: پگاه عامری , اشعار پگاه عامری , شاعرانه پگاه عامری
تاريخ : چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ | 0:52 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























