
حتی وقتی هم که
در اغوشم
گرفته بودم اش
باز حسادت می کردم
به خدایی که
گفته بود
از رگ گردن هم
به او
نزدیک تر است ...
((محمد شیرین زاده))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شاعر بارانی , شعر آغوش , اشعار محمد شیرین زاده
تاريخ : پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰ | 17:5 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























