
بخند
و ببین چگونه
من ربط پیدا می کنم
به عشق
جانم به شوق
و نفس هایم
به زندگی ...
((محمد شیرین زاده))
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شاعر بارانی , اشعار محمد شیرین زاده , شعر گرافی

هر چیز
در جای خودش
زیباست
گل بر شاخه
پرنده در آسمان
و تو در آغوش من ...
((محمد شیرین زاده))
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شاعر بارانی , اشعار محمد شیرین زاده , شعر گرافی

به من چیزی بگو
فراتر از دوستت دارم
این پرنده
دلش می خواهد
اوج بگیرد ...
((محمد شیرین زاده))
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شاعر بارانی , اشعار محمد شیرین زاده , شعر گرافی

ای دیر سفر پنجره بگشای و تماشا کن
این شب زده مهتاب گل آسا را
این راه غبار آلود
این زنگی شب فرسود
وین شام هراس آور یلدا را.
این پنجره بگشای، که مرغ شب
می خواند
شادمانه
دریا را...
((محمود مشرف آزاد تهرانی))
-
👇👇👇
instagram.com/mohammad.shirinzadeh/
برچسب ها: محمود مشرف آزاد تهرانی , شاعرانه های باد , کافه شعر , شعر مرغ شب

دلم می خواهد موهایت
مرا بپوشاند
با نقشه ی سرزمین های جدید
تا هرجا که می روم
به زیبایی موهای تو باشد.
((ریچارد براتیگان))
-
👇👇👇
برچسب ها: اشعار شاعران خارجی , آرشیو شعر جهان , شعر ترجمه , شعر خارجی

دوستت دارم
مثل نفس کشیدن بعد از باران
مثل رد انگشتانت بر بخار شیشه
مثل زمزمه نام ات با هر ترانه
تو فقط
از آمدن بگو
بی هیچ ساعت و تاریخی
من پشت پنجره شعر
صبور انتظار تو ام ...
((محمد شیرین زاده))
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شاعر بارانی , اشعار محمد شیرین زاده , شعر گرافی
_ivyw.jpg)
برای من کمی از دست ها را بفرست
حالم بد است
دیوارها
تعادلشان را
از دست داده اند
همیشه فرصت افتادن هست
همیشه فرصت در خاک غلت زدن
همیشه فرصت در جوی پر لجن دراز شدن
همیشه فرصت مردن
همیشه فرصت کمی از دست های تو اما برای من
چقدر کم است!
-
((حافظ موسوی))
-
👇👇👇
برچسب ها: حافظ موسوی , اشعار حافظ موسوی , شاعرانه حافظ موسوی , شعرکده
شعری از کتاب بی معجزه بی عشق بی ردا
-
اثر شاعر گرامی ساحل خدمتگزار
-

به این جرمی که دنیا بود
زندانی که تن بوده
و این مدت زمانِ تا ابد محکوم
مظنونم...
خودم را میشناسم
بهتر از دریا
تو را هم خووب
ای منجیِ دیوانه
و آن معبودِ در پستوی خود پنهان!...
و غمگینم
از اینکه تا زمان مرگ
محبوسم درون تن...
و خوشحالم که میدانم
گمانم
بعد از مرگ
من آزادِ آزادم...
((ساحل خدمتگزار))
برچسب ها: ساحل خدمتگزار , کتاب های ساحل خدمتگزار

باز من مانده ام
و شانهای که تکیه گاه نمیشود
بسان عصایی فرسوده
یار این فتاده پا نمیشود
باز من مانده ام
با خاطره ی چشمان سیاهت
که کهنه و تار نمیشود
باز من مانده ام
بوسه زنان بر دست سرنوشت
که مجالی دهد
ماندنت را
دریغا...
این شب سیه
غرق ناله تب
سپید نمیشود
باز من مانده ام
و نگریستم
غروب فراغت را
در طلوعی نو
با یار دگر ...
و غریبانه دانستم
ماندنت ، قرار دل بی قرارم نمیشود...
((سارا امیری فلاح))
برچسب ها: سارا امیری فلاح , اشعار سارا امیری فلاح , شعرکده , کافه شعر

با تداعی هر کلمه،
هر نگاه
و هر صدا،
انتظارت را میکشم
و لبخند میزنم!
لبخند میزنم و
ادامه میدهم؛
همچون گلی که زیباییاش زبانزد است
و رهگذران از پایان نزدیکش، بیاطلاع اند…
((ساحل اربابی))
برچسب ها: ساحل اربابی , اشعار ساحل اربابی , شاعرانه ساحل اربابی , شعر های ساحل اربابی

از ستاره ها دورتر نمی روم
تو همین جا منتظرم باش
به گنجشک ها گفته ام
هوای دلتنگی ات را داشته باشند
تا من برگردم
جایی میان همین ستاره ها
چشمه ای است
پوشیده از علف های نقره ای
مگر تو نمی خواستی زیر ماه بنشینی
و درخت ها و گربه ها و شیروانی های نقره ای را
تماشا کنی
ماه
از آب همین چشمه نوشیده است
که این همه مهتابی است
((حافظ موسوی))
-
👇👇👇
برچسب ها: حافظ موسوی , اشعار حافظ موسوی , شاعرانه حافظ موسوی , شعرکده

پاییز هیچ حرف تازهای برای گفتن ندارد
با این همه
از منبر باد
بالا كه میرود
درختها چه زود به گریه میافتند!
((حافظ موسوی))
برچسب ها: حافظ موسوی , اشعار حافظ موسوی , شاعرانه حافظ موسوی , شعرکده

جانا
امشب جان پناه من باش
بگذار در امنیت بازوانت
در داغی خاک تنت
در شتاب تپش های قلبت
سیال در شریان هایت
زندگی را معنا دهم ...
یارا
پناهی باش
بر این هم دم دایم خیالت
در این شب های بی رحم تشویش
تا دگر ، راز بی خوابی اش را
در گوش باد نجوا نکند ...
تا بشکند سد سکوت
این قلب زخمی
خو گرفته بر سختی را
که در شبیخون فاصله ها
با لب های مهمور
از عشق می سراید ...
تا چو پرنده ای رها
در این غروب نا باوری ها
با نشانی از آغاز
پر زند در طلوع آسمان خویش ...
((سارا امیری فلاح))
برچسب ها: سارا امیری فلاح , اشعار سارا امیری فلاح , شعرکده , کافه شعر

دیوارهای شهر به من گفتند
یا تو را فراموش کنم و یا بمیرم
عشق ما را جز عشق آرام نمی بخشد
پس این دل را سکوت اولیتر است
آسمان ، در تعبید گاه من
در شهرم ، میبارد
و ز تو نه خبر تازهای دارم نه نامهای
هدیه ی من برای تو
که شعلهی آتش کوچک منی
دو بوسه است
پس به رغم زندانهای زمین
دستت را به سوی من دراز کن
دو دستت را
چرا که من غمگینم
و آسمان در دل و در شهر میبارد
-
((عبدالوهاب بیاتی))
ترجمه از محبوبه افشاری
برچسب ها: عبدالوهاب البیاتی , اشعار عبدالوهاب البیاتی , محبوبه افشاری , ترجمه های محبوبه افشاری
_8czj.jpg)
درتو صفاتی غیر قابل پیش بینی وجود دارد
مردی جدید برای هر روز
و من با تو هر روز عشق جدیدی دارم
مدام به تو خیانت
وآن را روی تو اجرا می کنم
همه چیز اسم تو شده است
صدای تو شده است
و حتی هنگامی که می خواهم
از تو
به بیابان های خواب فرار کنم
پیش می آید
که ساعدهایم نزدیک گوش هایم قرار گیرد
به تک تک های ساعتم گوش می دهم
که اسم تو را تکرار می کند
ثانیه به ثانیه
در عشق نیفتادم
به سوی او با گام های ثابت رفتم
با چشمانی باز تا دور دست
من در عشق ایستاده ام
نه افتاده در عشق
تورا می خواهم با تمام هوش و حواسم
(یا با آنچه باقی مانده بعد از آشنایی با تو)
تصمیم گرفتم دوستت داشته باشم
خواسته ای که خودم خواسته ام
نه خواسته ای که از روی شکست است
و این من هستم
که از وجود در بسته ی تو عبور می کنم
با تمام هوش یا دیوانگی ام
و از قبل می دانم
در کدام کهکشان آتش بر افکنم
و چه طوفانی از صندوق گناهان بیرون بیاورم
((شعر ازغاده السمان))
ترجمه ی محبوبه افشاری
-
👇👇👇
instagram.com/mohammad.shirinzadeh/
برچسب ها: غاده السمان , محبوبه افشاری , ترجمه های محبوبه افشاری , اشعار شاعران خارجی

دلتنگی!
راهیست بی سر و ته
به هیچ جا نمیرسد
نه بنبست است
نه پایان
مثل کوچهای مهگرفته
که در هر قدمش خاطرهای جا مانده
دلتنگی!
بهار ندارد
خزان هم
فقط جاریست
مثل رودخانهای که به دریا نمیرسد
اما تو ، با جاری بودنش هم زندهای
دلتنگی شاید زخم باشد
اما ، زخمی که به تو یادآور میشود
چقدر دوست داشتهای
چقدر خواستهای
و چقدر هنوز ادامه میدهی...
(گیسو( فاطمه) فَریزَنی)
برچسب ها: گیسو , اشعار گیسو , دلنوشته عشق

سکوت کردم
خندهاش گرفت
به یاد ندارم
راههایی را که پیمودهام
درهایی را که کوبیدهام
و غزلهایی را که سرودهام
سکوت کردم
به گریه افتاد
به یاد دارم هنوز
راه هایی را که نپیمودهام
درهایی را که نکوبیدهام
و غزل هایی را
که برای او
نسرودهام
((واهه آرمن))
برچسب ها: شعر دلتنگی , شعرکده , کافه شعر , شعر ناب

آمده ایم زیر قول و قرارهایمان بزنیم
و برویم
و برسیم
به همه ی جاهایی که با هم نرسیدیم
و بنویسیم
از قشنگ ترین اشتباهی که می شد مرتکب شویم
و نشدیم!
((مهدیه لطیفی))
برچسب ها: مهدیه لطیفی , شعر اشتباه , شعر تنهایی , دلتنگی

در این شب حزین دلتنگی
بسان پرنده ای سبک بال
در آسمان خیالت پر می گشایم
و از این شبیخون تنهایی
در امنیت نگاهت پناه می گیرم
خیره به چشمان کینه توز مرگ
نبودنت را به دست نسیان می سپارم
دلم ،چو شبهی سرگردان
بر موج نرم دریا میپلکد ...
در پی نشانی از تو ...
دریغا از نشانی ...
سرشک دیده ام
ناتوان از خموشی
گل آتش باره های تنم
از تازيانه نهانم
بسان شقایق پر پر در کویر
اسیر توفان شن ...!
جسم نیمه جانم
در مرز باران
خیره بر گور خویش....!
بی تو در شب مهتابی
نظاره گر آسمان تاریکم ...
بی تو، شب بیدار تا سحر
بوسه چین مرگ نشسته ام
بی تو ،کبوتری
بی بال و پرم
بی تو ،در غروب حزین زندگانی
دیوانه ای بی آشیانم...
بی تو غریبی سرگردانم ...
در آشوب جهانم ....
تا ابد سر در گریبانم
گریانم
بی تو ...
((سارا امیری فلاح))
برچسب ها: سارا امیری فلاح , اشعار سارا امیری فلاح , شعر گریه , شاعرانه های باد

به اعجاز بودنت در عین نبودن،
ایمان دارم.
به پر شدن نیمکتهای خالی از تو،
با یاد تو!
به گرم شدن دستان بیقرارم
در خیال دستهات…
دیگر روزهای خالی از تو، آزارم نمیدهند.
تو با منی!
تو در همه حال، همقدمی با من!
سایهی منی که مدام
حضورت را به رخ قلبم میکشی...
تو باشکوهی،
بی بدیلی،
زیبایی،
اما بسیار دور…
((ساحل اربابی))
برچسب ها: ساحل اربابی , اشعار ساحل اربابی , شاعرانه ساحل اربابی , شعر های ساحل اربابی

روزی که عشق را قسمت می کردند
پرواز را
به تو دادند
قفس را
به من
از پشت میله
آسمان پیدا نیست
تا جای پای آبی ات را
تماشا کنم!
((ناهید کبیری))
برچسب ها: ناهید کبیری , شعر آبی , شعرکده , کافه شعر

از پشت شانههای شبی تاریک
آسمان را دیدیم.
لبهای باد
سرد بود
لرزیدیم
و به آینه خندیدیم
در آسمان مگر چه بود
چه بود
چه بود در آسمان پر راز
در آن فراز
که زیر انبوه خاک پنهان شدیم
از هراس؟
((ناهید کبیری))
برچسب ها: ناهید کبیری , شعر هراس , شعر کوتاه , شاعرانه آرام

اگر بنا باشد بین تو و نفس کشیدن
انتخابی داشته باشم،
انتخاب من تویی؛
بهانه ی نفس کشیدنم!
((ساحل اربابی))
برچسب ها: ساحل اربابی , اشعار ساحل اربابی , شاعرانه ساحل اربابی , شعر های ساحل اربابی

دور ایستاده ام
در مرز تیره روشن شرمی زنانه
تا باز نشناسی ام
هرچند
در من تمام توست
در تو
تمام
آنچه دوست می دارم.
((رویا زرین))
برچسب ها: رویا زرین , عکس رویا زرین , اشعار رویا زرین , شعر زن

پایت به شعر باز می شود
و تمام می شود هر آنچه در ذهن داشتم
تو که خیال بلند شدن نداری
فقط یک لحظه بلند شو
تا خیالم را بردارم ...
((ساناز آبان))
برچسب ها: ساناز آبان , اشعار ساناز آبان , شعر سپید , شعرکده

نخ باران
به سرانگشت تداعي تو وصل است
ياد ميآورمت
ابر ميآوري ام
((سید علی میر افضلی))
برچسب ها: سید علی میر افضلی , شعر یاد تو , شعر ابر

-
قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، اما، اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی ...
((مهدی اخوان ثالث))
برچسب ها: مهدی اخوان ثالث , اشعار مهدی اخوان ثالث , شعرکده , شاعرانه آرام

مگر از راه در برسی
به باز آمدنت چنان دلخوشم
که طفلی
به صبح عید
پرستویی
به ظهر بهار
و من
به دیدن تو
چنان در آینه ات مشغولم
که جهان از کنارم می گذرد
بی آنکه سر برگردانم
در فصل های خونین هم
می توان عاشق بود ...
((علی بابا چاهی))
-
👇👇👇
برچسب ها: علی بابا چاهی , اشعار علی بابا چاهی , شعرکده , کافه شعر باران
| مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























