
موهایت را که باز کردی
فهمیدم
یلدا هم
شب کوتاهی ست
برای دوست داشتنت ...
((محمد شیرین زاده))
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شعر کوتاه , شاعر بارانی , شعر ناب

گفت چرا نهان کنی
عشق مرا چو عاشقی
من ز برای این سخن
شهره عاشقان شدم
((مولوی))
برچسب ها: مولوی , اشعار مولوی , شعر گرافی , کانال شعر

نیستی
و دوست داشتنت در من
مثلِ مردهایست
که هنوز
بدنش گرم است
((مهدی علیمرادی))
برچسب ها: مهدی علیمرادی , اشعار مهدی علیمرادی , شعر تنهایی , شعر عاشقانه

شاید
که عشق من
گهواره ی تولـد
عیسای دیگری باشد..!
((فروغ فرخزاد))
برچسب ها: فروغ فرخزاد , اشعار فروغ فرخزاد , شعر شب , شعر کوتاه

مرگ بر حادثه رفتن تو
رفتن این لعنتی تکراري
فعل بدخیم همه خاطره ها
مصدر کاملا استمراری
((مهلا تیموریان))
برچسب ها: مهلا تیموریان , اشعار مهلا تیموریان , شعرکده , شاعرانه

شب است ،
رویایِ دور دستِ تو ،
نزدیک می شود ...
((فروغ فرخزاد))
برچسب ها: فروغ فرخزاد , اشعار فروغ فرخزاد , شعر شب , شعر کوتاه

آنجا را نمیدانم اما،
اینجا تا پیراهنت را سیاه نبینند
باور نمی کنند
چیزی از دست داده باشی.
((شاملو))
برچسب ها: احمد شاملو , شاملو , شعر کوتاه , شعر گرافی

اگه وقت مُردنه برو و بمیر،
اما اگه وقت زندگی کردنه زندگی کن.
با شک و تردید زندگی نکن. نترس،
اونجوری که دوست داری زندگی کن.
از کتاب زندگی اسرارآمیز
((سومانک کید | ترجمه: عباس زارعی))
برچسب ها: سومانک کید , اشعار شاعران خارجی , شعر جهان , شعرکده

كلماتم همه ستارهاند
آن كلمهاى كه به سوى تو مىآيد
از همه مستتر
آنكه به زمين مىافتد
از همه دلتنگتر
آن كلمهاى كه از تو باز نمىگردد
از همه پیچیدهتر
آن كه از تو باز مىگردد
از همه
گمتر
از همه
دو قاره دورتر
از همه
ماهش را گم كرده است
((بیتا ملکوتی))
برچسب ها: بیتا ملکوتی , اشعار بیتا ملکوتی , شاعرانه , تنهایی

شاید یک شخص،
آنقدر که میل به درک شدن دارد،
میل به دوست داشته شدن، نداشته باشد
((جرج اورول))
برچسب ها: جرج اورول , اشعار شاعزران خارجی , شعر جهان , شعر کوتاه

گاهى دلم تنگ ميشود
براى گلدانى كه لب طاقچه ام چيده نشد
بوى ريحانى كه در خانه نپيچيد
دلم ميخواهد خودم را بردارم و ببرم
بر سر سفره صدساله تنهايي بنشانم
پرده صبحدم را كنار بزنم
چاى شيرين كنم
و از رقص قاشق و ليوان
صداى قهقه فرزندان خاك خورده ام كنج اتاق
به هفت آسمان برسد...
((مهسا خواجه احمدی))
برچسب ها: مهسا خواجه احمدى , اشعار مهسا خواجه احمدى , شاعرانه مهسا خواجه احمدى

كيستم من
دخترى نا آرام
كه ميان عقربه هاى زندگى
پيچ و تاب خورده ام
به عقب برميگردم
و گاهى به جلو مينگرم
هر دو زهرند
و چه تلخ ميشود كام دلم
((مهسا خواجه احمدی))
برچسب ها: مهسا خواجه احمدى , اشعار مهسا خواجه احمدى , شاعرانه مهسا خواجه احمدى

پاييز است و احوالِ عجيب
با سقوط برگهاى خزان
زردى از رخسار من افتاد
و پاييز تن پوش رنگينى شد بر تن دلم
بهارِ امسالم اما نارنجى رنگ است
كه لبانم شكوفه لبخند داد
كسى چه ميداند
شايد خداى من متولد پاييز است
كه يكباره برآورده شد تمامِ آرزويم...
((مهسا خواجه احمدی))
برچسب ها: مهسا خواجه احمدى , اشعار مهسا خواجه احمدى , شاعرانه مهسا خواجه احمدى
همه دل تنگ اند
_ همه _
حتی من و تو
که به عطر گل سرخی
دل بستیم
همه دل تنگ اند
هر کسی را برگ سپیدی ست
که در ان حرف دل می کارد
_ و مرا نیز _
ولی
چه ملال انگیز است!
قصه رفتن
قصه سوختن
فرو ریختن
همه دل تنگ اند
بین ما پنجره ای نیست
تا پرده بگشائیم به مهر
تا نور را به مهمانی گل ها ببریم
بین ما سر تا سر دیوار است و سکوت
ابدیت پنهان است
در اینجا که منم
ابری نیست
بادی نیست
آسمانش چه تهی ست
از سرود باران
از شوق کبوتر در پرواز
دیرگاهیست علف هرز می روید
در خاطر باغ
و کسی داس به دست
بهر آبادی خاک نمی کوشد
همه دل تنگ اند
_ همه _
حتی من و تو
که به عطر گل سرخی دل بستیم
در باغ بهار ...
((محمد شیرین زاده))
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شعر کوتاه , شاعر بارانی , شعر پاییز

به تو یاد خواهند داد
که هر وقت تنها شدی از ترس فریاد بکشی
یاد خواهند داد که مثل بدبختها به دیوار بچسبی
یاد خواهند داد
که به پای رفقایت بیفتی و کمی گرمای بشری گدایی کنی
از کتاب میرا
((کریستوفر فرانک | ترجمه: لیلی گلستان))
برچسب ها: کریستوفر فرانک , اشعار شاعران خارجی , شعر جهان , شعرکده

بذر تمام بدبختیهای ما در سالهایی کاشته میشود
که با آدمهایی سر و کار داریم که معتقدند
نه تنها دریافتهاند چه چیزهایی برای خودشان درست است،
بلکه صلاح دیگران را نیز میدانند
((ویلیام گلاسر))
برچسب ها: ویلیام گلاسر , اشعار ویلیام گلاسر , شعر جهان , جملات زندگی

گاهی وقتی که تنهایم
نمیدانم چرا
مدام فکر میکنم
همیشه تنها نمیمانم.
((لنگستون هیوز))
برچسب ها: لنگستون هیوز , اشعار شاعران خارجی , شعر جهان , شعر کوتاه

عشق آن بغض عجیبیست
که از دوری یار
نیمه شب بین گلو مانده
و جان میگیرد...
((فهیمه تقدیری))
برچسب ها: فهیمه تقدیری , اشعار فهیمه تقدیری , شعر , شعرکده

غزل از موی پریشان شده ات
می ریزد
من اگر شاعرم
از دست پریشانی توست...
((سعید شیروانی))
برچسب ها: سعید شیروانی , شعر کوتاه , شعر عاشقانه , عکس نوشته شعر

منطق عشق کجا بود
آن هنگام که روشنی چشمانت
پایان تیرگی شب هایم بود
آن هنگام
که دستان خالی ام را
به سخاوت گرم دست های تو عادت می داد
منطق عشق کجا بود
آن هنگام
که از گرمی نفس هایمان
بوسه ای شعله می کشید
آن هنگام که از خاکستر تن
جز حروف نام تو
چیزی خوانده نمی شد
به من بگو
اکنون که رفته ای
منطق عشق کجاست؟
عشقی که در لحظه وداع
منطقی را نمی شناخت
با آنکه
پای دلی در میان بود ...
((محمد شیرین زاده))
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شعر کوتاه , شاعر بارانی , شعر پاییز

بیا شبیه ابر ها
یکدیگر را در آغوش بگیریم
فریاد زنان
در آتش بازی نور صاعقه هایمان
آنقدر برقصیم و بباریم
که با هم یکی شویم ...
((محمد شیرین زاده))
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شعر کوتاه , شاعر بارانی , شعر باران

اگر نتوانیم تنهاییمان را در آغوش کشیم،
از دیگری به عنوان سپری
در برابر انزوا سود خواهیم جست
از کتاب وقتی نیچه گریست
((اروين يالوم))
برچسب ها: اروين يالوم , اشعار شاعران خارجی , شعر جهان , شعر ناب

این روز ها
شبیه برگی شده ام
که از شاخه اش افتاده
هیچکس
جای خالی ام را
نمی بیند ...
((محمد شیرین زاده))
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شعر کوتاه , شاعر بارانی , شعر پاییز

خداوندا
سپاسگزارم
که مرا هستی بخشیدی
و عشق لایزالت را
در رگ هایم جاری ساختی
تا بتوانم
کسی را دوست بدارم
که چشمانش
به صداقت حرف های توست
در کتاب مقدس ..
((محمد شیرین زاده))
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شعر کوتاه , شاعر بارانی , شعر ناب

چه لذت بخش است
اگر صبح برخیزم
پنجره را باز کنم
ناگاه
بوی نم باران
در اتاق بپیچد
چه لذت بخش تر
اگر امروز
اتفاقی
ببینم ات ...
((محمد شیرین زاده))
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شعر کوتاه , شاعر بارانی , شعر باران

آنچه بیشتر باعثِ رنجش خاطرمان میشود،
آن چیزی نیست که هرگز از آنِ ما نبوده،
بلکه چیزی است که در برههای از زمان
مالک آن بودهایم و تا ابد آن را کم خواهیم داشت
از کتاب مشکی برازندهی توست
((احلام مستغانمی | ترجمه: محمد حمادی))
برچسب ها: احلام مستغانمی , اشعار شاعران عرب زبان , شعر جهان , اشعار شاعران خارجی

اگر شعر هایم را بسوزانید
هرگز دودی
از خاکستر آن ها
بر نخواهد خواست
چرا که من
در بین کلماتشان
نبود کسی را گریسته ام
که نامش
باران بود ...
((محمد شیرین زاده))
برچسب ها: محمد شیرین زاده , شعر کوتاه , شاعر بارانی , شعر ناب

چیزی که از من خواستی جز دل بریدن نیست
چیزی مخواه از من که در اندازه ی من نیست
دنبال آرامش مگرد ای رود سرگردان
چیزی که در دریا نباشد در تو قطعا نیست
گاهی برای گریه کردن بس که تنهایی
جایی برایت بهتر از آغوش دشمن نیست
پیراهنم روزی گواهی می دهد پاکم
ای عشق خیلی وقت ها پاکی به دامن نیست
در عشق باید پر تحمل بود و دور اندیش
پروانه گشتن چاره اش جز پیله کردن نیست
((حسین زحمتکش))
برچسب ها: حسین زحمتکش , غزلسرا , کانال شعر , اشعار ناب
| مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.

























