
اینها لب های تو هستند
به گردنات
بر میگردانم
این مهتابِ من است
که از شانههایت
پایین میآورم
یکدیگر را
گم کردهایم
در جنگل تنگاتنگ ملاقاتهایمان
در دستهای من
سیبِ آدمِ تو
طلوع و غروب میکند
در گلوی تو
آتش میگیرند و خاکستر میشوند
ستارههای بی پروای من
یکدیگر را یافتهایم
روی فلاتی طلایی
در اعماق وجودمان.
((واسکو پوپا))
برگردانسینا کمالآبادی | فرامرز الهی
برچسب ها: واسکو پوپا , اشعار شاعران خارجی , شعر جهان , شعرکده

خیابان های نگاهت
بی انتهاست
چلچله های چشمانت
به جنوب پَر نمی کشند
از سپیدارانِ پستانَت
برگی فرو نمی غلتد
در آسمان کلامَت
آفتابی غروب نمی کند
((واسکو پوپا))
ترجمه: محمدرضا فرزاد
برچسب ها: واسکو پوپا , اشعار شاعران خارجی , شعر جهان , شعر ناب

یکی از دیگری پنهان می شود
پنهان می شود زیر زبانش و
دیگری
زیر زمین به دنبالش می گردد...
پنهان میشود در پیشانی اش و
دیگری
در آسمان به دنبالش می گردد...
می جوید او را
و می جوید
جایی نمانده که دنبالش نگشته باشد
و در جستجوی او
خودش را از دست می دهد...
((واسکو پوپا))
ترجمه: محسن عمادی
برچسب ها: واسکو پوپا , اشعار شاعران خارجی , شعر جهان , شعر ناب
.: Weblog Themes By Pichak :.


























