
فقط نه اینکه دل من گرفته، میبارم
گرفته بی تو دل ابرهای دنیا هم ...
((امیر اکبرزاده))
برچسب ها: امیر اکبرزاده , اشعار امیر اکبرزاده , شعر عاشقانه , شعر ناب

چگونه شاد نباشم از اینکه خوشبختم؟
که با صدای تو هرروز میشوم بیدار
((امیر اکبرزاده))
برچسب ها: امیر اکبرزاده , اشعار امیر اکبرزاده , شعر ناب , شعر عاشقانه
در شب زلف تو گم کردیم راه خویش را
دربیاور از گریبان روی ماه خویش را
تا درآرم از دل هر کوه صدها بیستون
با تب فرهاد راهی سازم آه خویش را
من همان خورشید مغرورم که بعد از هر غروب
در گریبان تو مییابم پگاه خویش را
سر به زانویت نهاده این پلنگ بیقرار
تا معیّن کرده باشد وعدهگاه خویش را
حک شده نام تو بر پیشانی تقدیر من
میبرم همراه خود شرح گناه خویش را
در خودم مییابمت مثل بهشتی گمشده
گم کنم آن لحظهای که واحهواحه خویش را
((امیر اکبرزاده))
برچسب ها: امیر اکبرزاده , اشعار امیر اکبرزاده , غزلسرا , شعر ناب

گاهی سفر به جاذبه ی ماه لازم است
دیوانگی برای همه گاه لازم است
رفتن دلیل منطقی جاده ها نبود
در عشق هم مسیر نه، "همراه" لازم است
((امیر اکبرزاده))
برچسب ها: امیر اکبرزاده , اشعار امیر اکبرزاده , شعر سفر , شعر کوتاه
.: Weblog Themes By Pichak :.


























