تا می آیم ببوسمت
بمبی در نماز شب
منفجر می شود
تا می آیم گریه ام را
روی شانه ات بریزم
مینی در سینه خیزِ سربازی
می ترکد
تا می آیم نوازشت کنم
کسی در خنده ی کودکان
انتحار می کند
تا می آیم کودکی هایم را
در آغوش ات پناه دهم
حکم اعزام
نو را از من می گیرد
تا می آیم رؤیای تو را ببینم
کابوسی خونین
در سنگرت لخته می شود
مجالی نیست
کانال را عوض کن
می خواهم ببوسمت
از خون بکارتی عاشق
تا زایمانِ لَحَد بر
مزار خون
((مهری رحمانی))
برچسب ها: مهری رحمانی , اشعار مهری رحمانی , شعرکده , شاعرانه آرام
تاريخ : سه شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵ | 4:40 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























