
باید که ز داغم خبری داشته باشد،
هر مرد که با خود جگری داشته باشد
حالم چو دلیریست که از بخت بد خویش
در لشکر دشمن پسری داشته باشد!
حالم چو درختیست که یک شاخه نااهل
بازیچهی دست تبری داشته باشد
سخت است پیمبر شده باشی و ببینی
فرزند تو دین دگری داشته باشد!
آویخته از گردن من شاه کلیدی
این کاخ کهن بی که دری داشته باشد
سردرگمیام داد گره در گره اندوه
خوشبخت کلافی که سری داشته باشد!
((حسین جنتی))
برچسب ها: حسین جنتی , اشعار حسین جنتی , شعر ناب , غزلسرا
تاريخ : پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ | 15:31 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























