
کاش می شد که پریشان تو باشم
یا نباشم یا از آن تو باشم
تو چنان ابر طربناک بباری
من همه تشنه ی باران تو باشم
در افقهای تماشای نگاهت
سبزی باغ و بهاران تو باشم
تا در آیی و گلی را بگزینی
من همان غنچه ی خندان تو باشم
چون که فردا شد و خورشید کدر شد
من هم از جمله شهیدان تو باشم
تا نفس هست و قفس هست، الهی
من شوریده غزل خوان تو باشم
((سلمان هراتی))
برچسب ها: اشعار سلمان هراتی , شعر آرزو سلمان هراتی , شاعرانه , شعر ناب
تاريخ : پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴ | 17:35 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























