
یک نفر دارد فریاد زنان می گوید:
«در قفس طوطی مرد
و زبان سرخش
سر سبزش را بر باد سپرد»
من که روزی فریادم بی تشویش
می توانست جهانی را آتش بزند
در شب گیسوی تو
گم شد از وحشت خویش.
((حمید مصدق))
👇👇👇
برچسب ها: حمید مصدق , اشعار حمید مصدق , شعر رفتن , شعر غمگین
تاريخ : پنجشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۰ | 1:22 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.

























