
هوا ابـر است و طوفانــی من از پرواز دلگیــرم
رسیـدم آخر راهــی که از آغاز دلگیــرم
تمام آسمان تسخیر کرکس های منفور است
کبوتر هستم و از دست کفتر باز دلگیــرم
منم قـوی سپیـد موج های آبــی دریا
که از همراه گشتن با کلاغ و غاز دلگیــرم
"فرشتـه" آسمان را دارد و با ماه مــی گردد
من از دست زمیـن و مردم ناساز دلگیــرم
کنون گشتم رها از دست صیادِ کبوترها
من از پرتابِ دردآلودِ تیرانداز دلگیــرم
گرفتـم هرچه فال از حافظِ شیراز ؛ بد آمد
که از هر فال خوبِ حافظ شیراز دلگیــرم
نگو از عشـق ، گوشـم پُـر شــده از قصه های پوچ
که از شعـر و سه تار و شاعـر و آواز دلگیــرم
((فرشته جهانگیر))
برچسب ها: فرشته جهانگیر , غزلسرا , شعر داغ , شعر ناب
.: Weblog Themes By Pichak :.

























