
نامت
گل واژه ای به سپیدای ماهتاب
و سپیده است
با عطر باغ اطلسی
و دشت های گرم شب بوهای دشتستان
نامت گلِ هزار بهار نیامده است
نامت تمام شب هایم
و گستره ی خمیده یِ رویاهایم را
پُر می کند
و در دهانم
مانند ماه در حوض، مد می شود
نامت در چشمانم
چون لاله، سرخ
چون نسترن، سپید
و مثل سرو سبز می ایستد
نامت مژگانم را در می گیرد
نامت در جانم
گرمی گیرد.
((منوچهر آتشی))
برچسب ها: منوچهر آتشی , اشعار منوچهر آتشی , شعر ناب , شعر عاشقانه
تاريخ : چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۹۵ | 19:16 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























