چشم مرا بستند
در گیر و دار کشف رمز صبح
آزادی و من ، من و انسان
هر سه را بردند پوتین ها
یک ماه حتی نور را ...
تاریخ هم
در آن فضا فرسود .
میدان آزادی زنی زیبا
میان دود و ماشین ها
سربازها هم عکس می گیرند
با این زن و می خوابند
اما اگر یک قدم بردارد او
له میشود زیر ...
چشم مرا بستند
اما هی کبوترهای آزادی ...
((هادی خوانساری))
برچسب ها: هادی خوانساری , اشعار هادی خوانساری , شعر ناب , شعر کوتاه
تاريخ : یکشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۴ | 9:11 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























