
من، میز قهوهخانه و چایی که مدتیست...
هی فکر میکنم به شمایی که مدتیست...
«یک لنگه کفش» مانده به جا از من و تویی
در جستجوی «سیندرلایی» که مدتیست...
با هر صدای قلب، تو تکرار میشود
ها! گوش کن به این اُپرایی که مدتی است...
هر روز سرفه میکنم اندوه شعر را
آلوده است بیتو هوایی که مدتیست...
دیگر کلافه میشوم و دست میکشم
از این ردیف و قافیههایی که مدتیست...
کاغذ مچاله میشود و داد میزنم:
آقا! چه شد سفارش چایی که مدتیست...
((نجمه زارع))
برچسب ها: نجمه زارع , اشعار نجمه زارع , شعر گرافی , شاعرانه آرام
تاريخ : شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۴ | 23:42 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























