
آسمان داغدار چیست
که این همه ابر سیاه بر تن کرده است؟
ببار آسمانم، ببار
و سیگار لمیده
بر گوشه ی دنج لب هایم را
خاموش کن
اندوه هایم تمام نمیشوند،
هر چه دودشان میکنم
بیا با هم بباریم
بر گل و لای زمین
بر چین های غمگین صورتم
بر پرچین خیس چشم هایم
بر مه غلیظی که تا پشت پنجره اتاقم
آمده است...
ببار آسمانم، ببار...
((نفیسه روحی))
-
برچسب ها: نفیسه روحی , اشعار نفیسه روحی , شعرکده , کافه شعر
تاريخ : پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۴ | 1:23 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.

























