
حال من دست خودم نیس
دیگه آروم نمیگیرم
دلم از کسی گرفته
که میخوام براش بمیرم
این روزا بدجوری ساکت
این روزا بدجوری سنگم
همه زندگیمو باختم
پای روزای قشنگم
شب و روز کنار من بود
مث سایه نازنینی
تو بگو چه حالی داری
وقتی سایهتو نبینی
پای دنیای تو موندم
مث عاشقای عالم
تا منو ببخشی آخر
تا دلت بسوزه کم کم
مث آینه روبرومه
حس بیتو بودن من
دارم از دست تو میرم
عاشقی کن منو نشکن
آخرین ترانههامو
میخونم با چشمای خیس
عاشقی کن منو نشکن
حال من دست خودم نیس
((عبدالجبار کاکایی))
👇👇👇
برچسب ها: عبدالجبار کاکایی , اشعار عبدالجبار کاکایی , ترانه های عبدالجبار کاکایی , شعر عشق
تاريخ : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰ | 2:59 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.

























