
تنهايى ديگر ملال نيست
بشارتىست از اين اندوه و
اشكى كه از چشمان من مىگريزد
به هنگام ظهر بود كه دانستم
تو نيستى و من بايد
اين ماندهى عمرم را كه مىخواهم
با خوشهى انگور و خندهى كودک صيقل دهم
در همهى روزهاى بىسرانجام ادامه دهم
((احمد رضا احمدى))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: احمد رضا احمدی , شعرکده , شاعرانه آرام , شعر انگور
تاريخ : چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ | 3:47 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























