
هوس کردم نویسم با تو از عشقی نا پیدا
قلم در دست سوزاند دل ما رو به هر سودا
هوس کردم تو رو پیغمبری خوانم بی همتا
ندانستم که مردم مرتدم خوانندو مانم من تنها
هوس کردم زنم سجده به چشمانت، کنم قبله
وضو باطل، نمازم را به شیطان داده اند وصله
هوس کردم ببینم ناز دلبر را به هر چشمش
شدم زخمی به لطف هر نگاهِ تیر مژگانش
هوس کردم شوم صیاد چشمانت نگارا
شدی صیاد و من صیدت عجب بختی خدایا
مجید کرم زاده (سالک)
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: مجید کرم زاده , اشعار مجید کرم زاده , غزلسرا , شعرکده
تاريخ : جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹ | 4:5 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























