
از قاب های کهنه ی آن روزهای من
عکسی شبیه ماه درخشیده...وای من
با خاطرات خود غم از یاد رفته را
جا داده است در دل درد آشنای من
در سینه دارم از دل سنگش گلایه ای
همخانه ی کدام پری شد به جای من
در فصل های گم شده تقویم عشق را
از سر گرفته با چه کسی بی وفای من؟
در ذهن کوچه های خیالم نشسته است
مردی غریب ... باخبر از غصه های من
اما نصیب من شده هر شب ستارهای
همرنگ چشم های تر از ماجرای من
هرگز برای من نشود قصه اش تمام
با این که رفت ماه پر از ادعای من
((مژگان مهر))
برچسب ها: مژگان مهر , اشعار مژگان مهر , غزلسرا , شعر زیبا
تاريخ : شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۹ | 14:11 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























