.jpg)
چشم هایش
پیش تر مرده بود
مردی که عصایی سپید
قلبش را به خانه می بُرد!
زبانش
دختری زنده به گور
زنی که دست هاش
آوازهای خاک گرفته می خواند؟
با چشم هایی چکه کرده
با گوش هایی کور...
بگو
برای رسیدن
تنها اگر یک نفر از ما عصا داشت
کافی نبود؟
برای آوازهای مرده
تنها اگر یک نفر از ما دست؟
((بهار کریمی))
برچسب ها: بهار کریمی , اشعار بهار کریمی , شاعرانه بهار کریمی , شعرکده
تاريخ : چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ | 16:49 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























