
اي عشق که دستان خداييت
بر خواهشهاي من لگام زده
و گرسنگي و تشنگيم را
تا وقار و افتخار بالا برده
مگذار توان و استقامتم
از ناني تناول کند
و يا از شرابي بنوشد
که خويشتن ناتوانم را
وسوسه ميکند
بگذار گرسنهي گرسنه بمانم
بگذار از تشنگي بسوزم
بگذار بميرم و هلاک شوم
پيش از آنکه دستي برآورم
و از پيالهاي بنوشم
که تو آن را پر نکردهاي
يا از ظرفي بخورم
که تو آن را متبرک نساختهاي
((جبران خليل جبران))
برچسب ها: اشعار جبران خليل جبران , اشعار شاعران خارجی , شعر ناب , شعر گرافی
تاريخ : چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۴ | 4:8 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























