
و از تمام تو
تنها "شب" برایم مانده است
و چشم هایم
که خیالت را بهم می بافند
در این تاریکی
نمی توان رمان های عاشقانه خواند
و آرام گرفت
از چشم های سیاهم همین بر می آید
که پشت پلک هایم پنهانت کنم
گریه کنم..
گریه کنم..
گریه کنم...
((امیرمحمد مصطفی زاده))
برچسب ها: امیرمحمد مصطفی زاده , اشعار امیرمحمد مصطفی زاده , شاعرانه امیرمحمد مصطفی زاده
تاريخ : شنبه ۵ تیر ۱۳۹۵ | 17:21 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























