
اي که مهجوري عشاق روا ميداري
عاشقان را ز بر خويش جدا ميداري
تشنه باديه را هم به زلالي درياب
به اميدي که در اين ره به خدا ميداري
دل ببردي و بحل کردمت اي جان ليکن
به از اين دار نگاهش که مرا ميداري
ساغر ما که حريفان دگر مينوشند
ما تحمل نکنيم ار تو روا ميداري
اي مگس حضرت سيمرغ نه جولانگه توست
عرض خود ميبري و زحمت ما ميداري
تو به تقصير خود افتادي از اين در محروم
از که مينالي و فرياد چرا ميداري
حافظ از پادشهان پايه به خدمت طلبند
سعي نابرده چه اميد عطا ميداري
((حافظ))
برچسب ها: اشعار حافظ , شعر های حضرت حافظ , غزلسرا , شعر گرافی عاشقانه
تاريخ : پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۴ | 4:9 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























