
مثل ساقه ی گلی شکننده بودم
باهرنگاهی گلبرگی با ترس ازتنم ریخته میشد
از ریخت افتاده بودم و
عطر گردنم
تورا یاد گلی نمی انداخت
آن روز
که پیراهنم را به اهتزاز از تنم دراوردم
شکارتو
بافتح دنیا برابر بود
امروز
دنیا برابرم ایستاده است
خوش بحال زن هایی
که به موقع می خندندو
به موقع گریه نمی کنند
خوش بحال کاکتوس ها
که با برخورد اولیه ی دست هایت
دیگرریشه ای در گلدان های خانه ات ندارند
((منیره حسینی))
برچسب ها: منیره حسینی , اشعار منیره حسینی , شعر کوتاه , شعر ناب
تاريخ : جمعه ۲ بهمن ۱۳۹۴ | 15:34 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























