بروي يا نروي،
بماني يا نماني،
آخرش منم که مقصرم،
منم که با چشم هاي بسته؛
راهروهاي زندان را طي مي کنم.
انگشت مي زنم،
زير اعترافات تو.
گناه تمام بوسه هاي ناغافلت را،
به گردن مي گيرم.
و تو حتي به ملاقاتم هم نميايي.
انفرادي ناجوانمرد است.
نه به اندازه ي تو؛
ولي تحملش از بي تو بودن،
سخت تر نيست.
مي نشينم
و براي چشم هاي بهاري تو،
مرثيه هاي پاييزي مي سرايم.
دو چشم نگران؛
دو تيله ي سبز
سبزِ سبز؛
و من که حتي رويان سبز به مچم نبسته نبودم؛
تقاص سبزي چشمان تُرا پس مي دهم.
((نيلوفر لاري پور))
برچسب ها: نيلوفر لاري پور , اشعار نيلوفر لاري پور , شعر عاشقانه , ترانه های نيلوفر لاري پور
تاريخ : جمعه ۲۲ آبان ۱۳۹۴ | 19:57 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























