گرم است هر دو روی این بالش
دومین شمع رو به زوال است
در گوش من فریاد بی پایان کلاغهای سیاه،
تمام شب چشمهای باز بیخواب
و حالا دیگر بسیار دیر است برای حتا به خواب فکر کردن
و مرا تاب سپیدی این پرده نیست
صبح بخیر... صبح.
((آنا آخماتووا))
برچسب ها: آنا آخماتووا , اشعار شاعران خارجی , اشعار آنا آخماتووا , شعر ناب
تاريخ : یکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴ | 21:12 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























