
من از سرزمین رنگها میآیم،
جایی که وقتی فرود آمدم،
کسی نگفت جهان بیهوده ست
اما آنکه تقدیرم را به فلک کشید،
شلاقِ شکاک تو بود
تو، غرور غربزده،
در هیاهوی قضاوتها
رهایم نمیکردی
میخواستی
خط سرنوشتم را
به خواب ابدیت خود ببری،
و من،
پاشنههایم را بر گسلهای ترس میکشیدم
که میخواست خواب جهانت را بیدار کند
((اعظم ملک پور))
برچسب ها: مهر بانو ملکپور , اشعار مهر بانو ملکپور , اعظم ملکپور , اشعار اعظم ملکپور
تاريخ : پنجشنبه ۴ دی ۱۴۰۴ | 2:29 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























