
با چشمی خالی به دیدارت آمدم
دره ای بودم که مه حرفش را مکدر کرده بود
گیاهی نامکشوف
که تنهایی برگهایش را تلخ
و رنج
ساقه هایش را سمت خاک بازگرداند
تو باد و باران توأمان بودی
تو را دیدم
و گریه نجاتم داد ...
((محسن حسینخانی))
-
برچسب ها: محسن حسینخانی , اشعار محسن حسینخانی , شعر کوتاه , شعر ناب
تاريخ : جمعه ۲ خرداد ۱۴۰۴ | 18:1 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.

























