
بی آنکه لحظه ای تردید کنم
با عریانی این دست
سینه ات را بوسیدم
حالا تو بگو
چه کار کنم
با انگشت هایی
که صدای هیجان زده ی قلبت را شنیده اند
بگو چگونه آرام باشم
از این حس برانگیخته شده در جانم
بیا
دست لرزانم را بگیر
به خواستنم احساس بیشتری بده
بگذار عشق از دستم عبور کند
در من اوج بگیرد
فراتر از سینه ات برود
بگذاراین حس
در تو هرز برود
از انگشتانم بچکد
روی تنت بریزد
آنقدر که سلولهای تنت
یک به یک
با من یکی شوند
((لیلا صمدی))
برچسب ها: لیلا صمدی , اشعار لیلا صمدی , شعر زیبا , شعر عشق
تاريخ : چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳ | 1:16 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























