
دلواپس گذشته مباش و غمت مباد
من سال هاست هیچ نمی آورم به یاد
بی اعتنا شدم به جهان بی تو آنچنان
کز دیدن تو نیز نه غمگین شوم نه شاد
من داستان آن گل سرخم که عاقبت
دلسوزی نسیم سرش را به باد داد
گفتی ببند عهد و به من اعتماد کن
نفرین به عهد بستن و لعنت به اعتماد
این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست
خیر شما رسیده به ما مرحمت زیاد
((فاضل نظری))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: فاضل نظری , اشعار فاضل نظری , غزلسرا , شعر یار
تاريخ : دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹ | 4:41 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























