
به شوق آنکه پس از سالها صدف بشوم
مرا گذاشته ای در خودم تلف بشوم ؟
که دختران جنوبی مرا به نخ بکشند
برای گردن رقاصه ها به صف بشوم ؟
طلوع پشت غروب و غروب پشت طلوع ...
نخواه یک زن تنهای بی هدف بشوم
اگر چه سمت تو دریا همیشه طوفانی است
بگو برای تو با موج ها طرف بشوم !
تو شهر عشق منی ! در تو ساکنم ای خوب !
نخواه غرق سکون خودم تلف بشوم
((مژگان عباسلو))
برچسب ها: مژگان عباسلو , غزلسرا , اشعار مژگان عباسلو , شعر ناب
تاريخ : چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ | 1:32 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























