
تعطيلات نوروز به كجا برويم
پدر از بيپولي گفت و قسطهاي عقبمانده
مادر از سختي راه و بيخوابي و ملافه و حمام
ساعت شد 12 نصف شب
گفتيم برويم سر اصل مطلب
يكي گفت برويم شيراز
ديگري گفت نهخير مشهد
ساعت شد 5 صبح
مادر گفت بالاخره كجا برويم
پدر گفت برويم بخوابيم!
((اکبر اکسیر))
برچسب ها: اکبر اکسیر , اشعار اکبر اکسیر , شعر کوتاه , شعر ناب
تاريخ : سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸ | 14:36 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























