
با اين هواي گيج و بلاتكليف
حق با من است
كه رهايت نمي كنم
مي ترسم
قبل از غروب
خانه ات را پيدا نكني
و مثل تمام اين روزها كه مي شناسمت
در كوچه هاي بي نام
دنبال رد پاي من بگردي
مي ترسم
بروم و باران بگيرد
تو چترت را
مثل تمام اين روزها كه مي شناسمت
جايي كه يادت نيست
جا گذاشته باشي
مي ترسم
هوا تاريك شود
راه خانه را گم كني
از دست رهگذران
تكه اي نان بگيري
گوشه اي خوابت ببرد
غريبه ها ترا
به نام كوچك صدا كنند
و صبح در چشمان كسي بيدار شوي
كه شبيه من نيست
مثل تمام اين روزها
كه فكر مي كردم
مي شناسمت
((نيلوفر لاري پور))
برچسب ها: نيلوفر لاري پور , اشعار نيلوفر لاري پور , شعر عاشقانه , دلنوشته تنهایی
تاريخ : یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵ | 15:37 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























