
می گفت آدم ها گنجشک های حیاط پشتی خانه تان نیستند
که برایشان دانه بپاشی،
به هر روز آمدنت عادتشان بدهی.
گاه و بیگاه روی پلهها بنشینی برایشان درد دل کنی
یا چشمهایت را ببندی و در خلسه ی مالیخولیایی خودت
به جیک جیکشان گوش کنی.
بعد یکروز حوصله ات سر برود.
خسته از شلوغی، خسته از بودنشان ،
راهت را بکشی بروی.
آدمها حتی مثل گنجشکها نیاز به کیش کیش ندارند.
میروند اما با دلی شکسته
((نیکی فیروزکوهی))
برچسب ها: نیکی فیروزکوهی , اشعار نیکی فیروزکوهی , سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی , شعر ناب
تاريخ : چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴ | 8:31 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























