کارگری شغل شرافتمندانه ای است
انسان نان بازوهایش را میخورد
هرچند خیلی وقتها
گرسنه ماندهام
دروغ و ناسزا شنیدهام
بیکار بودهام
اما هرگز حاضر نیستم
در ساختمانی کار کنم که قرار است
روزی بر سر در آن بنویسند:
زندان مرکزی .
((سابیر هاکا))
برچسب ها: سابیر هاکا , اشعار سابیر هاکا , شعر کارگر , شعر کوتاه
تاريخ : جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ | 12:24 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























