
از غزل
تا
به كنون
خمر سرخ ،
زندگى پايه جون ،
گر مستى
مزه ديوانگى
پس و پى
بيراهه
مال رو كيست،
بر سر اين سفره
جبر و جنون
قلعه ء ايستاده براى چيست
تا كنون،
گر دمى گلوله
بارد
باران معرفت
باز برويد
جلبك هرز
در آن
سرشت
بى عقل و خرد
((رضا سلطانی کتاب من برده ذهنی نیستم))
برچسب ها: رضا سلطانی , اشعار رضا سلطانی , کتاب های رضا سلطانی , شاعر رضا سلطانى
تاريخ : سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ | 2:48 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























