
هر کاری که کردم نشد
از عمر این غم کم نشد
حوای من آدم نشد
خسته شدم ،دیگه نمی جنگم
با گریه و هق هق،نشد
با زور و با منطق، نشد
عاشق نبود عاشق نشد
خسته شدم ،دیگه نمی جنگم
با عذر خواهی حل نشد
با سر به راهی حل نشد
از هیچ راهی حل نشد
خسته شدم ،دیگه نمی جنگم
با جنگ و با دعوا نشد
با بوسه اخمش وا نشد
این من ، یه بارم «ما» نشد
خسته شدم ،دیگه نمی جنگم
با التماس من نشد
اون وصله ی این تن نشد
راضی به دل بستن نشد
خسته شدم، دیگه نمی جنگم
حسم واسش معنا نشد
توو سرنوشتم جا نشد
می خواستم، اما نشد
خسته شدم ،دیگه نمی جنگم
((پریسا صفاریان))
برچسب ها: پریسا صفاریان , اشعار پریسا صفاریان , شعرکده , ترانه های پریسا صفاریان
تاريخ : دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۳ | 0:58 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























