
برف جاده را بست
تو نبودی
در مقابل تو زانو زدم
با چشمانی بسته
به چهرهات دقیق شدم
کشتیها نمیگذرند
هواپیماها در پرواز نیستند
تو نبودی
در مقابلات به دیوار تکیه دادم
با دهانی بسته
حرف زدم،
حرف زدم،
حرف زدم.
تو نبودی
تو را با دست خود لمس کردم
دستهای من روی چهرهام بود.
-
((ناظم حکمت))
ترجمه از ابوالفضل پاشا
-
👇👇👇
instagram.com/mohammad.shirinzadeh/
برچسب ها: ناظم حکمت , اشعار شاعران خارجی , شعر جهان , شعر برف
تاريخ : چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ | 3:24 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























