
بعد از تو در خانه فقط آوای باران بود
انگار غم در چشم من هر روز مهمان بود
میدیدمت آنسوتر از من راه میرفتی
یعنی تمام فاصله عرض خیابان بود
من دائمأ مستم ولی این را به یاد آور
قبل از تو این بی دین زمانی هم مسلمان بود
در خاطرات من بهارت مانده پا برجا
هر چند کُلِ فصلهای من زمستان بود
با هر قدم گفتم فراموشت کنم اما
یادآور غمهای من هر جای تهران بود
گفتند هر کاری تقاصی دارد اما عشق
همچون گناهی بدترین تاوان انسان بود
((زهرا سلیم))
برچسب ها: زهرا سلیم , غزلسرا , اشعار زهرا سلیم , شعرکده
تاريخ : دوشنبه ۵ دی ۱۴۰۱ | 1:56 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























