
حنجره ی
تلخ ِ شعرم
ميان ِ پيچ و خم ِ
كوچه هاي درد
بر ساز ِ كهنه اي مويه اش را
كوك؛ می کند
باورم
در انتهاي
شب هاي يأس
بر دار!
ساعت بي وقفه نواخت
عددهاي جان را..
آرامشي ممنوع
بر لبان ِ عاصي ام
نقش،
سيالي مطلق
به دلم چنگ،
زمان كور!
دنيا معجزه اي نافرجام،
بايدي بعيد
رنجي شديد
مرا
دوباره در دوباره ها
خواب مي كند....! .
((نفس موسوی))
👇👇👇
برچسب ها: نفس موسوی , اشعار نفس موسوی , شعرکده , شعرناب
تاريخ : شنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۰ | 17:39 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.

























