
آیدا، امید و شیشه ی عمرم!
تمامِ بدبختی های من،
بازیچهی مضحک و پیش پا افتاده یی بیش نیست.
تمام این گرفتاری ها فقط یک مگس مزاحم است
که با تکان یک دست برطرف می شود
بدبختی فقط هنگامی به سراغ من می آید
که ببینم آیدای من،
لبخندش را فراموش کرده است.
((احمد شاملو))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: احمد شاملو , اشعار احمد شاملو , شاعرانه احمد شاملو , شعر کوتاه
تاريخ : جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۹ | 3:25 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























