
هیچ چیز مهمی در جهان وجود ندارد
که بهخاطرش بوسیدن لبهای تورا به تعویق بیندازم
من مثل زنانی نیستم
که فرصت بوسه و آغوش را میگذارند
برای بعدِ شستنِ ظرفهای شام
و نمیدانند بشقابها قرار است تا روزِ آخرِ دنیا
همینطور کثیف شوند و تمیز شوند و کثیف شوند
من قطاری نیستم
که قرارِ ملاقاتِ بعدی را در ایستگاهِ بعدی بگذارم
من هرجا دلم بخواهد توقف میکنم
و اجازه میدهم سوزنبانها از تماشای شدت دیوانگی حیرت کنند
من
قطار دیوانهای هستم
که میدانم ریلهای زمینگیرِ بیچاره
نمیتوانند هیچکس را به جای مهمی
و کار مهمی برسانند
و آنکه با وعدهء ایستگاه بعدی
لبهایش را در حسرتی عمیق میگذارد،
دیگر
چهچیزی برای باختن دارد؟
((نسیم لطفی))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: نسیم لطفی , اشعار نسیم لطفی , شعر ناب , شعرکده
.: Weblog Themes By Pichak :.
























