
حالا دیگر
در بادها هم
خبری نیست !
حالا دیگر من ماندم و
یک فوج ، غبارِ یَاس
این اندوه نیست که می رود در پوست
این مرگ نیست
این خود ،
زندگی ست !
بیهوده ، نا مانوس در رگ ؛
داستان نباف !
محکوم ست هر حرف
که می خورد بر سنگ
و می رود با باد
به شکستی هزار باره مهیب !
این مرگ نیست ؛
زندگی ست !
((عیسی اسدی))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: عیسی اسدی , اشعار عیسی اسدی , شعر مرگ , شعر زندگی
تاريخ : شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۹ | 12:26 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























