
نمی توانستم، دیگر نمی توانستم
صدای پایم از انکار راه برمی خاست
و یأسم
از صبوری روحم وسیعتر شده بود
و آن بهار، و آن وهم سبز رنگ
که بر دریچه گذر داشت،
با دلم میگفت
«نگاه کن
تو هیچگاه پیش نرفتی
تو فرو رفتی»
((فروغ فرخزاد))
گروه شعر های باران خورده در تلگرام👇
برچسب ها: فروغ فرخزاد , اشعار فروغ فرخزاد , شعر های فروغ فرخزاد , شعر عاشقانه فروغ فرخزاد
تاريخ : پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹ | 3:43 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























