
دریغا آدمی
دریغا دمشق
دریغا حلب،
ببین چه کرده اند با مردمان تو
در اندوه این همه عرب!
به بند کردن باران
به بند کردن رنگین کمان
امان... الامان
هی سرزمین غاده السمان!
مردگان من
محمد، یوما، حنانه، لیث،
شامات شعله ور...
سنگ مزار اویس.
غریبا...!
کشتار کلمه، کشتار کودکان
کشتار نغمه به خواب نی،
سارین، سیانور، خردل، تباهی
تا کی
تا کی...!؟
بر این بوریا،
سوریا...!
دریغ که مهلت نمی دهد مرگ،
این مرگ بی حواس
وگرنه... منم ترانه خوان تو،
اولاد ابونواس
((سید علی صالحی))
برچسب ها: سید علی صالحی , اشعار سید علی صالحی , شعر باران , شعر کوتاه
تاريخ : یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵ | 16:5 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























