
یه حسی داره میخوره روحمو
غمت داره بازم سراغم میاد
در خونه قفله ولی شب به شب
یکی شکل تو تواتاقم میاد
با لبخند معصوم کنج لبش
باچشماش، چشمامو غرق میکنه
میدونم خیاله ولی هی میگم
شاید این دفعه دیگه فرق میکنه
میام تا بگیرم دوتا دستتو
ازم دور میشی عذابم بدی
می پرسم کجایی دلم تنگته
منو میکشی تا جوابم بدی
همین فکرورویات چن ساله که
دوتا چشم بی خوابو تر میکنه
یه چیزی بگو، خیلی حالم بده
سکوته تو گوشامو کر میکنه …
ترانه سرا (علی حیدری)
برچسب ها: ترانه سرا علی حیدری , ترانه های علی حیدری , علی حیدری , اشعار علی حیدری
تاريخ : سه شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵ | 0:48 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























