
آسِمان، معشوقِ من دیگر نگار م نیست نیست
چَشمِشان روشن، دگر ایل و تبارم نیست نیست
آشِنـایانی که معشــوقِ مـــرا می خواستید
این شما و میلتان، دیگــر شکارم نیست نیست
با رقیبــان دیدَمش، عهــدو وفایش پوچ بود
کسرِ شأنم شاید امـــا ، نو بهارم نیست نیست
آن که با او یک زمــان صبـرو قـراری داشتم
بانیِ غم شاید امـــا، غمگسارم نیست نیست
از وَفــا چیزی به جز چـــوبِ وَفــا حقم نشد
جز جفا از قلــبِ سنگش، انتظـارم نیست نیست
آسمــان، از هرچه ترسیدم، سَــرَم آوَرده است
دشمنــم شایـد، ولی دیگر نگار م، نیست نیست
-
((زینب مطور(آسمان))
برچسب ها: زینب مطور , اشعار زینب مطور , زینب مطور آسمان , اشعار زینب مطور آسمان
تاريخ : شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵ | 2:10 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























