
عمریست
تا سر حد جنون و مرگ
در اسارت مغزهاي_شتك_زده
در اعماق شبهای سياه
مابين پرتگاه_پرستش
با حجم سیاهی از بوق_هاي_ريا
و در وسعت یک عمر سکوت
و لبریز از فریادهای خسته
در صفرهای مطلق
به انتظار روشنی نشسته ایم
و لبهایمان در حسرت رویای نوشیدن از
استکان_های_کمر_باریک شراب است
آه ...
ما چقدر
بدهکاریم به زندگی
((داود فخری))
برچسب ها: داود فخری , اشعار داود فخری , شاعرانه داود فخری , عکس های عاشقانه
تاريخ : شنبه ۵ فروردین ۱۴۰۲ | 23:22 | نویسنده : محمد شیرین زاده |
.: Weblog Themes By Pichak :.
























